ماه
بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی شب خوبیه ادم یه جوری احساس سبکی می کنه!!! احساس می کنه هر لحظه داره بهش نزدیک تر می شه...!!! کاشکی همیشه شب قدر بود... !!! کاشکی هر شب می تونستم بگم خدایا منو ببخش!!! ولی...!!! همیشه می گفتم اخه یه پروانه یه کوچولو هیچ وقت نه استرسی داره نه نگرانی ونه... ولی حالا ازاین که چه ارزوی بی خودی داشتم کلی خندم می گیره از این که من می خواستم موجود کوچیکی باشم که همش نگرانه یه وقت یه بچه ی بازیگوش دنبالش نیاد و نگیرتش !!!!!!!! ازین که چقدردعادعا می کردم !!!!!! اره دیگه بچگی هم برای خودش عالمی داشت مرگ وارونه ی یک زنجیر نیست مرگ در ذهن اقاقی جاری ست مرگ در اب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد مرگ از خواب شب دهکده از صبح سخن می گوید مرگ با خوشه ی انگور می اید به دهان!!! مرگ در حنجره ی سرخ گلو می خواند مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است مرگ گاهی ریحان می چیند مرگ گاهی ودکا می نوشد وهمه می دانیم ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است در نبندیم به روی سخن زنده ی تقدیر که از پشت چپر های صدا می شنویم ((سهراب سپهری)) دیشب خیلی ذوق داشتم وقتی امروز سحربیدار شدم حس عجیبی داشتم یه حس خوب!!!... من اصلا خوابم نمی امد!!!... و برعکس همه خیلی خوش حال بودم!!!... عصر که شد همش چشمم به تلویزیون بود که کی اذان را می گن وقتی صدای الله اکبر... از مسجد کناری اومد دلم یه جوری شد!!!صدای قشنگش تا موقع یه شام خوردن هنوز از ذهنم بیرون نرفته بود !!! اخه تا حالا اینقدر به صداش گوش نکرده بودم ولی دلم می خواد بازم این صدا را گوش کنم ...!!! اینم یه سفره ی افطار دلتون آب!!!! بازم به جای اینکه شاد باشم بگم بخندم یه جوری دلم می گیره و می خوام فقط به پنجره نگاه کنم نمی دونم چرا خسته نمی شم از نگاه کردن...!!! ولی انگار منتظر یکی بودم یعنی میاد پس کی اخه خسته شدم نمی دونم فرق من با بچه هایی که توی برنامه ی کودک برای دعا همش می گن: خدایا ظهور امام زمان را نزدیک کن چیه ولی انگار...بازم نمی دونم ولی فقط منتظر می مونم شاید وظیفه ی من اینه فقط این... (( مهشاد ))


![]()
![]()





![]()





| قالب ساز طراح قالب |



